Home
People Forums Search Help About Ads Articles Blogs Chat Files News More
 
Welcome to the community!
This social networking site is powered by MALISTAN.ORG Join us now ! پنجره اي بسوي ولسوالي زيباي مالستان
Shoutbox
21.03.2013 11:38
Posted by Visitor
باعرض معذرت اشتبای پست کردم
21.03.2013 11:39
Posted by Visitor
سال نو را به تمام شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض میکنم
23.03.2013 07:23
Posted by sallehi
توجه !! دوستان گرامي هركس مايل به عضويت در سايت مالستان ميباشد به مدريت سايت تماس بگريد. راهاي ارتباطي فيس بوك ميل و حتما در همين شوت باكس .
09.04.2013 00:56
Posted by Visitor
Thanks man.
27.04.2013 03:55
Posted by Visitor
چشم هایم از دلم رنجیده اند٬
30.04.2013 03:59
Posted by Visitor
مالســـــــــــــــــــــــتان زيبا در فصل بهار رن
10.05.2013 12:29
Posted by Visitor
Salam
10.05.2013 12:30
Posted by Visitor
az Malistan kas har
22.06.2013 05:21
Posted by sallehi
کشکی خانه مه رو ده روی تو موبود نان سه وقت مه ده پالوی تو موبود صبح و بیگا که از خو بال موشودوم دیدنی روی تو آرزوی مه موبود
22.06.2013 05:22
Posted by sallehi
مست مستم لیک مستی دیگرم امشب از هر شب به تو عاشق ترم راست گویم یک رگم هشیار نیست مستم اما جام و می در کار نیست مست عشقم مست شوقم مست دوست مست معشوقی که عالم مست اوست
22.06.2013 05:23
Posted by sallehi
وطن! مرا ببخش من خجالتم به پيش هر گياه تو خجالتم که بر فراز قُلّه اي ستاده ام و لحظه های مرگ بار و شومِ هستيِ تو را ز دوردست ها نگاه مي کنم اگرچه شرمِ لحظه های از تو دور زيستن تنِ فشرده مرا ز خجلت آب مي کند و اين خيال تار و پودِ هستيِ مرا چو کوچه های غم رسيده ات خراب مي کند ولي قسم به گور مادرم به چينِ غُصّه اي که نقش بسته بر جبين خواهرم به هرچه ديده باز مي کنم تويي هميشه در برابرم هر آشيان که بر فراز شاخسار تو خراب مي شود مرا خراب مي کند دلم خراب مي شود..
22.06.2013 05:25
Posted by sallehi
مه پشتون و تو تاجيک او هزاره کنيم هر سه به يکديگر قواره تو چه کردي مه چه کردم او چه کرد وطن شد تکه تکه پاره پاره بيا از لج ولجبازي کشيم دست نسازيم آتش جنگ را شــــــراره من وتو گر شويم با يکديگر جور در اين مابين پنجابي چه کاره يقين دارم که با هم ميتوانيم به أميد خدا ملک اداره چرامانندحيوان ماکنيم جنگ که همسايه کند بر ما اشـــاره به زخم خود بيا مرهم بمانيم, بر آييم ازپي درمان وچـــــاره به هم گرديم هم پيمان وهم عهد , به مثل آسمان پر ستاره اُميد دارد از خداوند شويم يک مُلک ويک افغــان دوباره
13.07.2013 05:05
Posted by Visitor
دختران شهر به روستا فکر می‌کنند دختران روستا، در آرزوی شهر می‌میرند مردان کوچک، به آسایش مردان بزرگ فکر می‌کنند مردان بزرگ، در آرزوی آرامش مردان کوچک می‌میرند کدام پل، در کجای جهان، شکسته است که هیچکس به خانه‌اش نمی‌رسد؟
15.08.2013 07:20
Posted by Visitor
The best gift we can give other people is our whole selves in truth. By doing so we give them a true and accurate mirror that allows them to see themselves. We also give ourselves the best opportunity to grow so thank goodness for best friends. For true friends, the ones who love you no matter what
18.09.2013 04:47
Posted by Visitor
بیمار مشو مادر ، مگذار مرا نگذر ، بیمار مشو مادر! بردار سر از بالین، از قله شعاب برچین ! خورشیدی فروزان فر بیمار مشو مادر ! بیمار مشو مادر ، مگذار مرا نگذر ، بیمار مشو مادر! برشادی کوها ،بر حرمت الگو ها ! بر خاطر نیلوفر ،بیمار مشو مادر! از سینه ای چاک من، بیمار شوی افتر ! یاقوت به خاکستر، بیمار مشو مادر ! بیمار مشو مادر ، مگذار مرا نگذر ، بیمار مشو مادر! ای صبح طلوع دل، در ظلمت،آب و گیل ! بخشد به جهان جوهر ،بیمار مشو مادر ! ای نصرت ربانی، ای قله ای انسانی ! ای از همه بالا تر، بیمار مشو مادر ! بیمار مشو مادر ، مگذار مرا نگذر ، بیمار مشو مادر ! بردار سر از بالین، از قله شعاب برچین ! خورشید فروزان فر بیمار مشو مادر ! بیمار مشو مادر ، مگذار مرا نگذر ، بیمار مشو مادر! مگذار مرا نگذررررررررر! ، بیمار مشو مادررررررررر . . . !
02.11.2013 20:51
Posted by Visitor
sadfas
02.11.2013 20:51
Posted by Visitor
asdf
02.11.2013 20:52
Posted by Visitor
https://www.facebook.com/pages/Ray-of-Hope-Inc/255919397846522موسسه خیریه پرتو امید یک موسیسه غیر انتفاعی است که با همکاری موسیسه های بین المللی و داخلی جهت پیشرفت و توانمندسازی اطفال و زنان در مناطق دور افتاده افغانستان فعالیت میکنند
02.11.2013 20:52
Posted by Visitor
https://www.facebook.com/pages/Ray-of-Hope-Inc/255919397846522
24.11.2013 09:48
Posted by Visitor
ﮔﻼﻳﻪ ﺩﻛﺘﺮ ﺷﺮﻳﻌﺘﻲ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﻱ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﺪﺍ ( البته بعضی از دوستان گفتند شاید شعر برای این دو عزیز نباشه ولی در کل خوندنش خالی از لطف نیست ) -------------------------------------------------------------------- ﺧﺪﺍﻳﺎ ﮐﻔﺮ ﻧﻤﻴﮕﻮﻳﻢ ، ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﻢ ، ﭼﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻲ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ؟ ! ﻣﺮﺍ ﺑﻲ ﺁﻧﮑﻪ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺳﻴﺮ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮐﺮﺩﻱ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ! ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻱ ﺯ ﻋﺮﺵ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺯﻳﺮ ﺁﻳﻲ ﻟﺒﺎﺱ ﻓﻘﺮ ﭘﻮﺷﻲ ﻏﺮﻭﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﮑﻪ ﻧﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺯﻳﺮ ﭘﺎﻱ ﻧﺎﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﻴﺎﻧﺪﺍﺯﻱ ﻭ ﺷﺐ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﺗﻬﻲ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯ ﺁﻳﻲ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻔﺮ ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ ﻧﻤﻴﮕﻮﻳﻲ؟ ! ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ! ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﮔﺮﻣﺎ ﺧﻴﺰ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺗﻨﺖ ﺑﺮ ﺳﺎﻳﻪ ﻱ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺑﮕﺸﺎﻳﻲ ﻟﺒﺖ ﺑﺮ ﮐﺎﺳﻪ ﻱ ﻣﺴﻲ ﻗﻴﺮ ﺍﻧﺪﻭﺩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻱ ﻭ ﻗﺪﺭﻱ ﺁﻥ ﻃﺮﻓﺘﺮ ﻋﻤﺎﺭﺗﻬﺎﻱ ﻣﺮﻣﺮﻳﻦ ﺑﻴﻨﻲ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺑﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﮑﻪ ﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﺳﻮ ﻭ ﺁﻥ ﺳﻮ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻔﺮ ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ ﻧﻤﻴﮕﻮﻳﻲ؟ ! ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ! ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻱ ﺑﺸﺮ ﮔﺮﺩﻱ ﺯ ﺣﺎﻝ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺖ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﮔﺮﺩﻱ ﭘﺸﻴﻤﺎﻥ ﻣﻴﺸﻮﻱ ﺍﺯ ﻗﺼﻪ ﺧﻠﻘﺖ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩﻥ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺪﻋﺖ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺗﻮ ﻣﺴﺌﻮﻟﻲ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺗﻮ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﭼﻪ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ، ﭼﻪ ﺭﻧﺠﻲ ﻣﻴﮑﺸﺪ ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺳﺖ … ........ ﺍﻳﻨﻢ پاسخ ﻣﻨﻢ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺑﮕﺸﺎ ﮔﻮﺵ ﺩﻝ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺗﺮﺍ ﺩﺭ ﺑﯿﮑﺮﺍﻥ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﺎﻥ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ ﻏﯿﺮ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺁﺷﺘﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺗﻮ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯿﺠﻮﯾﯽ؟ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ؟ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﻃﯽ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﻦ ، ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﻦ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺷﮑﯽ ، ﯾﺎ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﻢ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺍﺷﮏ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺭﻡ ﻃﻠﺐ ﮐﻦ ﺧﺎﻟﻖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ، ﺑﺠﻮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺑﺮ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻭﺻﻞ ﻋﺎﺷﻖ ﻭ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻫﻢ ، ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ، ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻋﺎﻟﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﻮﯾﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺯﯾﺒﺎﯾﻢ ، ﺗﻮﯾﯽ ﻭﺍﻻﺗﺮﯾﻦ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺩﻧﯿﺎﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺗﻮ ﭼﯿﺰﯼ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻦ ﺁﻓﺮﯾﺪﻡ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺣﺴﻨﺖ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﻣﮕﺮ ﺁﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﯾﺶ ﻗﻬﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ؟ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮔﺮﭼﻪ ﺑﺸﮑﺴﺘﯽ؛ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﮔﻬﻢ ﺭﺍﻧﺪﻡ؟ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﺎﻧﺪﺕ ﺍﺯ ﻣﻦ؟ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ ﺁﻥ ﺧﺪﺍﯼ ﺩﻭﺭ؟ ! ﺁﻥ ﻧﺎﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻣﻌﺒﻮﺩ . ﺁﻥ ﻣﺨﻠﻮﻕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺖ .ﺧﺎﻟﻘﺖ . ﺍﯾﻨﮏ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﮐﻦ ﻣﺮﺍ . ﺑﺎ ﻗﻄﺮﻩ ﯼ ﺍﺷﮑﯽ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﺁﻭﺭ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ . ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻟﯿﮏ ﻏﻮﻏﺎﯼ ﺩﻝ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﻏﺮﯾﺐ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮐﯽ ﺍﻡ . ﺁﯾﺎ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺣﺎﺟﺘﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﺑﮕﻮ ﺟﺰ ﻣﻦ ﮐﺲ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﺪ . ﺑﻪ ﻧﺠﻮﺍﯾﯽ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﮐﻦ . ﺑﺪﺍﻥ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻗﺴﻢ ﺑﺮ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﭘﺎﮎ ﺑﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻗﺴﻢ ﺑﺮ ﺍﺳﺒﻬﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﻗﺴﻢ ﺑﺮ ﻋﺼﺮ ﺭﻭﺷﻦ ، ﺗﮑﯿﻪ ﮐﻦ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻗﺴﻢ ﺑﺮ ﺭﻭﺯ ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻧﻮﺭ ﻗﺴﻢ ﺑﺮ ﺍﺧﺘﺮﺍﻥ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺭ، ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﮎ ﺁﻏﻮﺷﻢ، ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ ، ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﺎﻣﻬﺎﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺑﮕﺸﺎ ﮔﻮﺵ ﺩﻝ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺗﺮﺍ ﺩﺭ ﺑﯿﮑﺮﺍﻥ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﺎﻥ . ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ.
21.07.2014 09:37
Posted by Visitor
مالستان زیبا
23.07.2014 03:15
Posted by Visitor
سفر پشت قلایت می کنم من
23.07.2014 03:15
Posted by Visitor
شرین گفته صدایت میکنم من
29.07.2014 04:43
Posted by Visitor
عید همه دوستان مبارک
04.10.2014 07:45
Posted by sallehi
عید قربان بر همه دوستان مبارک
12.01.2015 02:11
Posted by Visitor
شعر زمستان "زمستان "،زمستان است نگاه سردتو بر من زمستان است صدای سرد تو بر من زمستان است بهار چشم تو بر من زمستان است به گرمی دل نمیبندم دلم لبریز از سردیست در آغوشت پناهم نیست چرا دنیا چرا دنیا دلم از درد میسوزد کسی با من موافق نیست به درد خود گرفتارم لبانم خشک از سردیست صدایم مرده دل خشکیده دنیایم زمستان است چرا دنیا چرا دنیا؟ ...
12.01.2015 02:21
Posted by sallehi
ولسوالی مالستان یکی از ولسوالی های ولایت غزنه باستان می باشد که در 150 کیلومتری شهر غزنین قرار دارد. از شرق به ولسوالی ناهور و از غرب به ولایت ارزگان ،از شمال به ولسوالی اجرستان(دایه)و از جنوب به ولسوالی جاغوری متصل می شود.
12.01.2015 02:22
Posted by sallehi
دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را شب همه شب انتظار صبح رویی می‌رود کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست بر زمستان صبر باید طالب نوروز را عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند این کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیست کان نباشد زاهدان مال و جاه اندوز را دیگری را در کمند آور که ما خود بنده‌ایم ریسمان در پای حاجت نیست دست آموز را سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
12.01.2015 02:26
Posted by Visitor
گلوله گلوله برف میاد سرد هوا زمستونه سرمای بی حد هوا تن ادمو می لرزونه برف که میاد از اسمون سفید می شه درختچه ها شادی داره صفا داره بازی توی پس گو چه ها وقتی زمستون می رسه همش بخاری روشنه باید پوشید لباس گرم که وقت سر ما خوردنه
24.01.2015 01:07
Posted by Visitor
به دنبال كسي هستم كه با درد آشنا باشد، دلش غمگين ، خودش ساده كمي از جنس ما باشد! كسي باشد ، بفهمد معني حرفم، ببيند عشق سرشارم! صدايش شر شر اّب و كلامش بي ريا باشد! كسي باشد پر از مستي ، پر از عشق و پر از خوبي، سراسر پاكي و نيكي ، يكي همچون شما باشد
Outline
 
Hydroelectric turbines in Robat Malistanبرق آبی منطقه روباط مالستان قریه باسی ازین برق تقریبا 20 خانه برق گرفته است
118 days ago
پنجره کوچک از مالستان به سوی جهان امروز
134 days ago
اهنگ ناب هزارگی به سبک مالستانی توسط بچه هایی دلشاد مالستانی
150 days ago
صدای دل نواز غیچک از حنجره طلایی هنرمندان به سبک مالستانی.
162 days ago
Qasim Malistani Damburaخواننده و نوازنده جوان و خوش صدا قاسیم مالستانی
186 days ago
Spring images and traditional music of Malistan. تصاویر زیبا از فصل بهار و صدای موسقی محلی مالستان
194 days ago
Malistan`s traditional music group. گرو موسقی محلی و کلاسیک مالستانی آلات موسقی مثل دمبوره ، ارمونیه و غیجگ میباشد.
198 days ago
مکتب گلوی شیرداغ از توابع ولسوالی مالستان غزنی Part 1
198 days ago
Your Add
Maistan in facebook

Your Add

Public polls
By sallehi · 898 days ago
Forum Posts
Loading...
Public sounds
latest · Top
 
Blogs

اشعار بهاري و نوروزي سعدي درخت غچه برآورد و بلبلان مستند جهان جوان شد و ياران به عيش بنشستند حريف مجلس ما خود هميشه دل مي برد علي الخصوص كه پيرايه اي بر او بستند بساط سبزه لگدكوب شد به پاي نشاط ز بس كه عامي و عارف به رقص برجستند يكي درخت گل اندر سر
sallehi · 682 days ago
Site Stats
 
World Map